فقر
فقر
میخواهم بگویم .....
فقر همه جا سر میکشد.....
فقر,گرسنگی نیست,عریانی هم نیست.....
فقر چیزی را "نداشتن" است,ولی,آن چیز پول نیست ....طلا و غذا هم نیست...
فقر همان گرد و خاکیست که بر کتابهای فروش نرفته یک کتاب فروشی می نشیند...
فقر تیغه های برنده ماشین بازیافت است ,که روزنامه های برگشتی را خرد میکند...
فقر کتیبه سه هزار ساله ایست که روی آن یادگاری نوشته اند...
فقر پوست میوه ایست که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود...
فقر همه جا سر میکشد...
فقر شب را "بی غذا"سر کردن نیست...
فقر روز را "بی اندیشه"سر کردن است.
دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در ساعت 11:42 توسط سهیل سلیمی Posted by Soheil Salimi
|